پوریا پوریا ، تا این لحظه: 17 سال و 9 ماه و 17 روز سن داره

پوریا پسر مهربون من

سفر تابستون 3

1391/9/26 11:18
نویسنده : مامان دنیا
295 بازدید
اشتراک گذاری

اینجا هم رودخونه ای نزدیک خونه ی مامان عمو مظفر (خاله) که فردای روز عروسی فرشته ما بچه ها همه با هم رفتیم اونجا کلی آب بازی کردیم خیلی خیلی چسبید اول از همه پریسا رو خیس آب کردیم بعد رویا رو بعد هم همه با هم مامان دنیا رو فقط مونده بودن مونا و سعیده و پرستو که مونا و سعیده رو که نمی شد خیس کرد عوضش خدمت پرستو حسابی رسیدیم و مثل موش آب کشیده کردیمش و گل پسر من هم اون وسط هی سنگ می انداخت تو آب و می گفت منم می خوام بازی کنم ولی وقتی که خیلی بازی جدی شد رفت پیش خاله سعیده وایستاد و مثل اینکه ترسیده بود و نگاه میکرد

مهربونم خیلی خیلی دوست دارم و امیدوارم همیشه سلامت باشی و حسابی بهت خوش بگذره و خنده از رو لبات هیچ وقت پاک نشه که تنها دلیل زندگی ماست

اینجا هم فکر کنم داری ماهی صید می کنی ماهیگیر کوچولوی من

اینم یه باغ نزدیک رودخونه بود که ......

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

پریسا
6 آبان 91 20:58
آررررررررررره یادش بخیر خیلللللللللللی خوش گذشت،مامان دنیا عمو محسن جونم بوداااااااا امیدوارم همیشه خوش باشی قندعسل
آجی موناااااا
10 آبان 91 11:28
آره واقعاً خیللللللی خوش گذشت
مطمئنی نمیشد مارو خیس کرد دنیا جان؟


آره دیگه عزیزم ماشا ا.. باید جرثقیل باشه تا بلندتون کنه


هه هه هه هه
آجی موناااااا
15 آبان 91 17:39
نذار دلیل اصلیشو بگماااااااااااااااا
به سعیده میگم بیاد توجیهت کنه !


اگه می تونی بگو یوهاهاهاها
آجی موناااااا
21 آبان 91 18:00
الان که فک میکنم میبینم گفتن نداره یه چیزایی
خاله رویا
22 آذر 91 9:11
قند عسل یه دونه شیرین عسل یه دونه یه دونه پسر یه دونه